عبد الله احمديه

32

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

خواص و كاربرد داروهاى سنتى بىخبر باشند از عهده درمان به سبك گذشتگان نمىتوانند برآيند . براى شناخت روش كار مثالى مىآورم : بيمارى « طبيعت گرم » و « جگر گرم » دارد و از خوردن « مقل ازرق » دچار خفگى ، اضطراب و خشكى دهان ، يبوست و بيخوابى و حالات ديگر مىگردد . در اين صورت بايد به بيمار اسپرزه ، هلو ، آلو و خوراك‌هاى « سرد و تر » ديگر داد تا تعادلى در طبيعت او برقرار گردد . گاهى ممكنست شكل سوء مزاج تغيير يافته و بگونه‌اى ديگر درآيد . مثلا اگر در شخص مبتلاء به درد گرده و اندام‌ها ، واريس پديدار گردد بر اساس طب سنتى اين دليلى بر « انتقال ماده » بوده و بيمارى با آن زايل مىشود . همچنين در بيماران مبتلاء به داء الثعلب « 1 » چنانچه واريس پديدار گردد بيمارى آنها به علت متوجه شدن « ماده » به طرف پا ، بر طرف خواهد شد . پاره‌اى اوقات طبيعت خود در بدن راهى را يافته و سموم را از آن طريق خارج مىسازد . مانند مورد بيماريهاى بواسير ، اگزما و . . . مورد ديگرى را نيز قابل يادآورى مىدانم و آن اينكه از نظر قدما چنانچه پيوك در ناحيه پاى شخص ماليخوليائى پيدا شود بيمارى ماليخولياى او با بروز آن رفع خواهد گرديد . از همين روى بوده كه پزشكان پيشين در بيماريهاى دماغى ، پشت گوش ، شقيقه و نقاط ديگرى را با تاول‌هاى مصنوعى زخم مىنمودند و توسط نخود و مغز حرام و مانند آن مدتى مانع التيام زخم مىشدند تا آنكه مايعى از تاول‌ها تراوش كرده و رطوبت و سموم از اين طريق خارج شوند . برخى اوقات ، چنانچه ضرورت ايجاب مىكرد يك يا دو سه نقطه از پوست سر را سوزانيده و روى استخوان سر را اندكى مىخراشيدند تا از آن ترشح آب و دفع رطوبت شود . اين عمل را در اين نقاط تكرار مىكردند تا ماده مولّد بيمارى مغز همراه با ترشحات به خارج

--> ( 1 ) - نوعى بيمارى كه موى بريزاند و در طب سنتى آن را ناشى از مواد صفراوى يا آميخته سودا و صفرا شناخته‌اند .